لشكر شيطان : زنان بی ایمان و وسوسه گر
در روايتى آمده :
ليس لابليس جند اشد من النساء و الغضب ؛
((حضرت رسول و امام صادق عليه السلام هر دو فرمودند: - ((لشكرى سخت تر از از زن ها و غضب ، براى شيطان نيست .))
اما زن ها، خود آن ملعون(شیطان) مى گويد: زن هاى (بى ايمان ) نصف لشكر من است ، و آنها از براى من تيرى هستند كه به هر جا افكنم خطا نمى رود. با اين لشكر - زنان بى ايمان و فريبنده - شيطان به جنگ مردان با ايمان و با تقوا مى رود كه به قول خودش ، آنها تيرى هستند كه خطا نمى روند.
رواياتى از زبان شيطان ، درباره تعريف از زنان بى ايمان وارد شده كه : قابل توجه است . ما به بعضى از آنها اشاره مى كنيم :
در ملاقاتى كه حضرت يحيى عليه السلام با ابليس نمود، در ضمن سخنانى كه آن حضرت با آنان ملعون داشت ، مى پرسد: اى ملعون ! چه چيز بيشتر موجب خوش حالى و روشنى چشم تو مى گردد؟
عرض كرد: زنان (بى ايمان ) كه ايشان تله ها و دام هاى من اند. وقتى لعنت و نفرين هاى صالحان بر من جمع مى شود، نزد زن ها مى روم و از ايشان دل خوش مى گردم .
در حديث ديگرى آمده است : ابليس به خدمت حضرت يحيى عليه السلام عرض كرد: اى يحيى ! هيچ چيز مثل زنان كمر مرا محكم نمى كند و چشمم را روشن نمى گرداند. ايشان تله ها و دام هاى من اند و تيرى هستند كه به وسيله آنان خطا نخواهم كرد: پدر و مادرم به فداى ايشان باد.
سپس افزود: اگر آنان نبودند، من نمى توانستم پست ترين و بى عرضه ترين مردان را گمراه كنم ! چشم من به ايشان روشن است ، به واسطه ايشان به مرادم مى رسم ، به سبب آنها مردم دنيا را به پرتگاه مى برم . مهمترين وسيله اى كه شيطان جهت اغواى آدميان به كار مى برد، در درجه اول زنان - بى دين و شرور - و پس از آن پول است . از اين جهت گفته شده : زنان (بى تقوا) زاده شيطان اند.
لذا حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به مردم دنيا اخطار مى كند و مى فرمايد: از دنيا بترسيد و از زنان بپرهيزيد؛ زيرا شيطان مانند ديده بان لشكر در كمين است و هيچ يك از دام هاى او براى شكار مردان پرهيز كار مانند زنان ، مورد اطمينان نيست .
او كوشش مى كند كه حتى پيامبران الهى را به وسيله زنان به دست آورد و نابود كند.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: خدا هيچ پيغمبرى از گذشتگان را مبعوث نگردانيد مگر آن كه شيطان ، اميد داشت كه او را به دام زنان اندازد و هلاكشان سازد. و فرمود: من آن قدر كه از زنان مى ترسم از هيچ چيز هراس ندارم .
و نيز فرمود: اى مردم ! از زنان بپرهيزيد. اول فتنه در بنى اسرائيل به واسطه زنان بود.
مثل فتنه زليخا براى يوسف عليه السلام .
اين رانده شده از دستگاه خدا در تعريف زن ها مى گويد: زنان محرم اسرار من و در حاجات و مشكلات دنيا فرستاده من اند. آن بد عاقبت ، بيشتر فتنه و گناه را به وسيله زنان انجام مى دهد، مردان را به وسيله زنان در دام خود مى گيرد.
شيطان در يكى از ديدارهايى كه با حضرت موسى عليه السلام داشت و به آن حضرت پند مى داد، عرض كرد: اى موسى !هيچ وقت با زنى كه بر تو حلال نيست در جاى خلوتى قرار نگير؛

 زيرا هر مردى كه با زن بيگانه در خلوت باشد، من نفر سوم آنها خواهم شد - آن قدر وسوسه مى كنم - تا آنها را به فتنه اندازم .

شيطان براى پيروزى بر دشمن تيرهايى دارد كه به وسيله آنها با دشمن روبه رو مى شود. آنها بر چند قسم است :
يكى نگاه كردن به زن هايى مى باشد كه بر انسان حرام است . حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد: ((نگاه كردن به نامحرم تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است كه خطا نمى رود، وقتى نگاه از چله چشم بيرون آمد، سينه و قلب را هدف قرار مى دهد و آن جا را نشانه مى رود
حضرت رسول در اين باره فرمود: غضب خداوند بر زنانى شدت پيدا مى كند كه شوهردار باشند در عين حال چشم خود را با نگاه كردن به ديگران سير كنند.
دوم : زن ها هستند. در ديدار شيطان با حضتر يحيى عليه السلام مى گويد: زن ها تيرى از تيرهاى من هستند كه به خطار نمى روند.
سوم : دوستى پول و درهم و دينار است ، حضرت امير المومنان عليه السلام مى فرمايد: از جمله چيزهايى كه فساد برانگيز است ، درهم و دينار مى باش ‍ دو آنها تيرهاى شيطان اند كسى كه آنها را دوست داشته باشد بنده دنيا است نه بنده خدا.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
مال حرام، یکی از عوامل سقوط انسان

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا، الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا»[2] ؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان‏] کسانى‏اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند که کار خوب انجام مى‏دهند.

افراد جامعه‌ای که مبتلا به مال حرام است، دچار جهل مرکب می‌شوند. چنین اجتماعی می رسد به آنجا که از لحاظ فرهنگی مشکلات فراوانی دارد، اما تخیل می کند که از برترین فرهنگ‌ها برخوردار است. فرهنگ اسلام در بین افراد آن جامعه، خرافی تلقّی می‌شود؛ چادر بین آنان ارزش ندارد، بلکه یک خرافت است، پوشش غربی را امتیاز می‌دانند، دین، نماز، مسجد و محراب را مسخره می کنند و رفتارهای زشت و ناپسند و فرهنگ غرب را نیکو می‌دانند. ظلم، در چنین جامعه‌ای معتبر است و ربا و رشوه، در بین افراد آنان عادی است و امتیاز محسوب می‌گردد.

مال حرام، رابطه انسان با خداوند را به کلّی قطع می‌کند و او را به شیطان متّصل می‌نماید. وقتی با شیطان مرتبط شد، به راهی می‌افتد که منتهای آن سقوط است

«مُجَادَلَةُ السُّیوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ"[3] ؛ یعنی انسان در خط مقدم جبهه باشد، آسان‌تر از این ا‌ست که بتواند مال حلال به دست بیاورد، اما تلاش برای کسب حلال، ضروری است. حتی اگر لازم باشد کسی برای پرهیز از مال حرام، گرسنگی بخورد، معلوم است که باید آن گرسنگی را تحمّل کند و به حرام نیفتد.

 

تأثیر سوء مال حرام در تربیت فرزندان

مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط می‌کشاند، بلکه فرزندان او را نیز بدبخت می کند. وضعیت تأسف‌آور فرهنگی و فساد اخلاقی رایج در جامعه کنونی در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان می‌دهند. وضعیت بعضی دختران و پسران جوان خیلی بد است تا جایی که می‌توان گفت: عفت عمومی و غیرت عمومی نداریم و فساد اخلاقی، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غیرت از مردها رفته و کار به جایی رسیده که بی  عفتی و بی غیرتی تبدیل به ارزش شده است.

چرا چنین شده است؟ ما که شیعه هستیم، ما که از نظر عقیده به اسلام و تشیع و از نظر شعار، در حدّ مطلوبی هستیم و به اهل‌بیت (علیه السلام) عشق می‌ورزیم. پس چرا چنین شده است؟ به خاطر غذای حرام.

در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وخوردن اموال بیت المال به شکلهای گوناگون  وجود دارد.(که خودشان را زرنگ می پندارند) معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و ...

بازار ما، بازار اسلامی نیست؛ ربا، گران‌فروشی و کم‌فروشی به طرز عجیبی رونق دارد و غشّ در معامله در بازار فراوان است. معلوم است چنین تاجر یا کاسبی نمی تواند دختر و پسر مقدّس تحویل جامعه بدهد؛ لذا گاهی اوقات خودش مسجدی است اما پسر و دخترش نه اینکه حال مسجد ندارند، بلکه پدرشان را هم برای رفتن به مسجد مسخره می کنند. وقتی خمس در جامعه یک ضد ارزش باشد، معلوم است غذای افراد آن جامعه حرام است. وقتی این حرام را بچه ها بخورند، نه تنها راجع به دین، کسل و غافل می شوند، بلکه سقوط عجیبی می‌کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |

حریص بودن

قال رسول اکرم(ص):از حرص بپرهیزید که پیشینیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را به بخل وادار کرد بخیل شدند.به قطع صله رحم وادار کرد و قطع رابطه کردند با خویشاوندان ،به بدی وادارشان کرد و بدکار شدند



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
   بايد هر كسي در شبانه روز، مقداري از وقت خود را صرف تحصيل علوم دينيه كند،
                        ولو به فرض، يك ساعت در شبانه روز
                                     "آیت الله بهجت"

 

..........................................................................
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
 
.........................................................................
 
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .
 
..........................................................................
 
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .
 
..........................................................................
 
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
 
..........................................................................
 
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
"دکتر علی شریعتی"
 
..........................................................................
 
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .
 

 

..........................................................................
 
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
 
..........................................................................
 
 
معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .
 
..........................................................................
 
 
 
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
 
..........................................................................
 
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند
نه دینشان را برای دنیاشان
(دکتر علی شریعتی)
 
..........................................................................
 
 
کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد . . .
 
 



شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت
 
چارلی چاپلین: خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.
 
............................................
 امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟
...........................
وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.
..........................
برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت
 
.........................
بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای مردم تعریف نکنید.
نیمی از آن‌ها علاقه‌ای به شنیدنش ندارند و نیمی دیگر هم از شنیدن آن خوشحال می‌شوند

..........................
شادترین افراد، لزوماً بهترین چیزها را ندارند
فقط از آنچه که دارند بهترین استفاده را می‌کنند

........................
یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است


 



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !

سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من  می توانم این کارها را انجام  دهم؟

لقمان جواب داد :

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .  

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .  

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...

 


 

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟

گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم
3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم
4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
از شگفتیهای آخرالزمان آن است که انسانهای پَست و افراد نادار و ناتوان دولتمند می شوند.
فساد بر همه چیز حکمفرما خواهد شد، دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام، شهوت یگانه پیوند میان زن و مرد، دروغ تنها راه موفّقیّت در امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی(1) متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد.
یکی از مهمترین و عجیبترین نشانه های نزدیک شدن زمان ظهور امام مهدی(علیه السلام) برپایی دوبارۀ حکومت بنی عبّاس، در آخرالزمان، در مشرق زمین است.
در روایات اسلامی، به دلیل استفادۀ زیاد بنی عبّاس از رنگ سیاه در پوشش سر، تن، پا و یا پرچم، از آنان با عنوان «صاحبان پرچمهای سیاه» و از پرچمهایشان با عنوان «پرچمهای سیاه» یاد شده است. همچنین، در احادیث اسلامی، به دلیل به کاربردن کلاهها (عمامه ها) و پرچمهای سیاه به وسیلۀ نیروهای حسینی خراسانی که در آخرالزمان، در خراسان قیام می کنند، از آنان با عنوان «صاحبان پرچمهای سیاه» و از پرچمهایشان با عنوان «پرچمهای سیاه» یاد شده است. بنا بر این، در آخرالزمان دو پرچم سیاه خواهد بود که نخستین آن دو، متعلّق به بنی عبّاس و دومین آن دو، از آنِ نیروهای حسینی خراسانی است.

امام علی(علیه السلام) می فرماید:

هر گاه پرچمهای سیاه را دیدید، به زمین بچسبید و دستها و پاهایتان را تکان ندهید. سپس گروهی ضعیف که به آنان اهمّیّت داده نمی شود و دلهایشان چون پاره های آهن است، آشکار خواهند شد. ایشان که به هیچ عهد و پیمانی وفا نمی کنند، به حق دعوت می کنند، در حالی که اهلش نیستند، نامهایشان کنیه ها و نسبتهایشان به آبادیهاست(5)، موهایشان مانند موهای زنان رهاست، دارای دولت اند تا آنکه میانشان

اختلاف افتد. سپس خداوند حق را به هر کس که بخواهد می دهد(6).

بر اساس حدیثی از امام صادق(علیه‏السّلام)، حاکمان بنی عبّاس در پایان کارشان، برای حفظ حکومت خویش، مردم را دچار وحشت می کنند.

محمّد بن مسلم گفت: از ابو عبدالله(علیه‏السّلام) شنیدم که می‏فرمود:بی‏گمان پیشاپیش[قیام قائم،[نشانه هایی اند که آزمایشی از سوی خداوند [متعالی برای بندگان مؤمن اش خواهند بود.]

گفتم: فدایت شوم، آن آزمایش چیست؟ پس آیۀ ] و البتّه شما را با چیزی از قبیل ترس، گرسنگی و کاستی در مالها و جانها و میوه‏ها می‏‏آزماییم، و (تو ای رسول) شکیبایان را مژده بده را قرائت نمود و سپس فرمود: ترس از پادشاهان فرزندان فلانی [در پایان حکومتشان)، گرسنگی به خاطر گرانی قیمتها، کاهش مالها به علّت کساد تجارتها و کمی رشد آنها، کاستی جانها به خاطر مرگی شتابان و فراگیر، کم‏شدن میوه‏ها به‏ علّت رویش اندک کِشْته‏ها و کمی برکت میوه‏ها سپس فرمود: در این هنگام، شکیبایان را به شتابان‏شدن خروج قائم(علیه‏السّلام) مژده بده



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |

حوادث آخرالزمان

در سرزمینهای اسلامی، چهار فتنۀ مهم، یکی پس از دیگری، رخ می دهند که هر کدام از آنها آزمایشی بزرگ برای مسلمانان و جداکنندۀ صفهای مؤمنان از صفهای منافقان و کافران خواهد بود.

نخستین فتنه، «فتنۀ شامی» یا گردهمایی یهودیان در فلسطین و تشکیل دولت اسرائیل در 14 مه 1948 در این سرزمین است(3). طبق برخی پیش بینیها، کمترین مدّت دوام فتنۀ شامی 67 سال و بیشترین مدّت دوام آن 73 سال و هفت ماه خواهد بود.

دومین فتنه، «فتنۀ شرقی» یا انقلاب ایران ضدّ نظام پادشاهی است که در 11 فوریه 1979 پیروز و سبب برکناری محمدّرضا پهلوی از قدرت و برپایی حکومت جمهوری در این کشور شد. طبق پیش بینیهای گوناگون،  بیشترین مدّت دوامش 40 سال خواهد بود.

سومین فتنه، «فتنۀ غربی» یا شورش بربرهای ساکن در شمال افریقاست که در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، با پرچمهای زرد از غرب مصر وارد این کشور می شوند و سپس به شام می آیند و ابتدا، با حاکم سوریه و نیروهای ایرانی هوادار وی درگیر می شوند، و سرانجام، با سفیانی می جنگند و شکست می خورند و گروهی از آنان به سپاه سفیانی می پیوندند.

چهارمین فتنه، قیام عثمان بن عنبسۀ سفیانی در ماه رجب سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در دمشق است که حکومتش بر بخشهای گسترده ای از شام نه ماه دوام می آورد و به مصر و عراق و ایران و عربستان لشکر می کشد.


تهران در آخرالزمان

تصبح طهران قصورها کقصور الجنة، و نسوانها کالحورالعین، یتلبّس بلباس الکفار، و یتزیّین بزّی الجبابرة، یرکبن السروج، و لا یتمکن لازواجهنُ! ... و لا تکفی مکاسب الازواج لهنّ! فرّوا منها الی قلة الجبال و من الجُحر الی الجُحر کالثعلب بُأشباله!!
حضرت صادق علیه السلام به مفضل می فرمایند: بدان ای مفضل، در حوالی ری، کوه سیاهی است که در دامنۀ آن شهری بنا خواهد شد که آن را طهران می نامند، و آن دار الزوراء است که قصرهایش(خانه های مجلل) مثل خانه های بهشتی و زن هایش مثل حور العین است.
بدان ای مفضل! آن زن ها لباس کفار می پوشند و خود را به شکل مستکبرانه ای در می آورند، بر زین ها سوار می شوند(مرکب های روز،...)، به همسران خود تمکین نمی کنند، درآمد شوهرشان کفاف مخارج آن ها را نمی دهد؛... اگر می خواهی دینت را حفظ کنی در این شهر سکونت نکن، از آن جا فرار کن و به قله کوه ها فرار کن، از سوراخی به سوراخ دیگر، مانند فرار روباه با بچه هایش....



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |

قدرت کردگار مي بينم ***** حالت روزگار مي بينم
از نجوم اين سخن نمي گويم ***** بلکه از کردگار مي بينم
ازسلاطين گردش دوران ***** يک به يک را سوار مي بينم
هر يکي را به مثل ذره نور ***** پرتوي آشکار مي بينم
.........
..........
.........
بعداز آن ديگري فنا گرردد ***** شاه ديگر بکار مي بينم
که محمد بنام او باشد ***** تيغ او آب دار مي بينم
چهارده سال پادشاهي او***** دولتش کامکار مي بينم
سال کز مرغ مي شود پيدا ***** فوت او آشکار مي بينم
بعداز آن ديگري فنا گرردد ***** شاه ديگر بکار مي بينم
ناصرالدين به نصرت دوران ***** چارده هشت سال مي بينم
روز جمعه زشهر ذيقعده ***** تن او در مزارمي بينم
شاه ديگر بکار مي آيد ***** شاهيش ناگوارمي بينم
چهارشنبه زشهر ذيقعده ***** مرگ او آشکار مي بينم
بعدازآن ديگري فنا گرردد ***** پسرش يادگار مي بينم
غين وده دال چون گذشت ازسال***** بوالعجب روزگارمي بينم ////////(1350 هجري قمري)
گرد آيينه است سير جهان ***** گرد ورنگ وغبار مي بينم
شه چو بيرون رود زجايگاهش ***** شاه ديگر بکار مي بينم /////////(خروج احمدشاه وآغازسلطنت رضاخان)
احتساب وحساب درعهدش ***** سست وبي اختيار مي بينم
ظلم پنهان خيانت وتزوير ***** براعاظم شعار مي بينم
دولتش بي حساب ميدانم ***** مکنتش بي حساب مي بينم
درحقيقت شهي بود ظالم ***** عاري از گيرودار مي بينم
علماي زمان او دائم ***** همه را تارومار مي بينم
دايم اسبش بزير زين طلا ***** کمتران را سوار مي بينمم
جنگ سختي شود تمام جهان ***** کوه وصحرا تبار مي بينم /////// (جنگ جهاني دوم)
کاروبار زمانه وارانه ***** قحط و هم ننگ وعارمي بينم //// (قحطي وحضورنيروهاي اشغالگردرايران)
عدل وانصاف در زمانه وي ***** همچو هيمه بنار مي بينم
کهنه رندي به کار اهريمني ***** اندرين روزگار مي بينم ///////// (اشاره به استعمار انگلستان)
معتصف برصفات سلطان است ***** ليک من گرگ وار مي بينم
جون دو ده سال پادشاهي کرد ***** شهيش را تبار مي بينم ///////// ( تبعيد رضا شاه ازايران)
پسرش چون به تخت بنشيند ***** بوالعجب روزگار مي بينم /////// ( آغاز سلطنت محمد رضا)
غارت وقتل مردم ايران ***** دست خارج بکار مي بينم
نوجواني مثال سروبلند ***** رستمش بنده وارمي بينم
درامورشهي است بي تدبير***** ليکنش بخت يار مي بينم
بس فرو مايگان بي حاصل ***** حامل کاروبار مي بينم
شور وغوغاي دين شود پيدا ***** سر بسر کارزار مي بينم ////////// (انقلاب اسلامي)
دولت مردو زن رود به فنا ***** حال مردم فکار مي بينم
بعداز آن شاهي از ميان برود ***** دولتي پايدار مي بينم
نايب مهدي آشکار شود ***** نوع عالي تبار مي بينم ///////// ( امام خميني وتشکيل جمهوري اسلامي)
پادشاهي تمام دارنده ***** سروري با وقار مي بينم
بندگان جناب حضرت او ***** سر بسر تاجدار مي بينم

چون گذشت از سرير دولت او ***** تو ببين من دو بار مي بينم 
تا چهل سال اي برادر جان ***** دور آن شهريار مي بينم
دور ايشان تمام خواهد شد ***** لشگري راسوار مي بينم

درخراسان ومصروشام وعراق ***** فتنه و کارزار مي بينم 
جنگ و آشوب و فتنه بسيار ***** در يمين و يسار مي بينم

قائم شرع آل پيغمبر ***** بجهان آشکار مي بينم
(م ح م د) مي خوانند ***** نام آن نامدار مي بينم
در کمربند آن سپهر وقار ***** تيغ چون ذوالفقار مي بينم
سمت مشرق زمين طلوع کند ***** گور دجال زار مي بينم


اشعار سید علی خامنه ای(سید خراسانی)

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گرانجانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هر چند « امین » بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
مردم نسبت به نماز بی توجّه شده و کارهای دنیا و امور شخصی را در أولویّت قرار می دهند، نسبت به امانت بی اعتنا گشته وسهل انگاری می کنند، دروغ ودروغ گوئی را حلال وتوجیه می نمایند؛ و نیز رباخواری شایع و عادی گردد. مردم ساختمان ها را محکم و مجلّل بنا می کنند، دین واحکام شریعت را با دنیا واموال آن مبادله می نمایند، افراد سفیه و بی خرد برای اجراء امور جامعه برگزیده می شوند، زنان در مسائل مختلف مورد مشورت قرار می گیرند، دید و بازدید خویشاوندان با یکدیگر قطع می گردد. و پیروی از تمایلات وهواهای نفسانی انجام می پذیرد؛ و خونریزی، عادی وساده گردد، حلم و بردباری مذموم و به ظلم و تجاوز فخر ومباهات شود. رؤساء وحکماء، اشخاصی فاجر و فاسق باشند، کارگزاران وگردانندگان امور جامعه، افرادی ظالم و بی باک خواهند بود؛ و عارفان عالم ، نسبت به دین خائن باشند؛ قاریان، قرآن را وسیله معاش وخودنمائی قرار دهند، شهادت و گواه ناحقّ رایج گردد، تهمت و ارتکاب گناه عادی وساده باشد. قرآن را - فقط - زیبا بنویسند و زیبا بخوانند (بدون آن که توجّهی به معنا ومحتوای آن داشته باشند؛ و نیز بدون آن که در امور زندگی وموقعیّت کاری خود، مورد عمل قرار دهند)، مساجد وعبادتگاه ها مزیّن ومجلّل - ولی بی محتوا - باشد، دل ها از یکدیگر جدا وبلکه مخالف همدیگر گردند، عهد و وفا اهمیّتی نداشته؛ و زن ها با مردان در امور اقتصادی وتجاری مشارکت نمایند. افراد فاجر و فاسد - به جهت ایمنی از شرّشان - مورد احترام قرار می گیرند، دروغ گویان تصدیق و تاءیید می شوند، هرکس نسبت به دیگری بدبین ومشکوک می باشد؛ وبه همدیگر جسارت وتوهین روا داشته وانجام می دهند، زنان سوار اسب و مراکب [موتور، دوچرخه و...] می شوند؛ وهمچنین از جهت قیافه ، زنان ومردان شبیه یکدیگر می گردند. برای هر قضیّه وجریانی شهادت دهند، بدون آن که در جریان اءمر ویا از واقعیّت خبر داشته باشند ویا بدانند که حقّ با کیست. مردم احکام ومسائل دین را می آموزند نه برای دین، بلکه برای دنیا ومعاش، آن ها دنیا ومتعلّقات آن را باارزش وعظیم بدانند؛ ولی آخرت را بی ارزش وهیچ محسوب نمایند. گرگان صفتان، لباس میش بر تن کنند؛ ولی دل ها و درون آن ها متعفّن وفاسد باشد.


قرآن ها را زیبا چاپ می کنند و مساجد را آراسته می سازند. مناره ها را بلند نموده و قرآن را با الحان می خوانند و دیگر [این تلاوت] خشیتی ندارد و بر دل ها اثر نمی کند. مساجد آنها از حیث بنا آباد است ولی از لحاظ معارفی که باید در میان آنها مشاهده شود، خرابند. با شبهه های دروغین حرام ها را حلال می کنند: اسم شراب را عوض کرده و آن را می نوشند؛ رشوه را به نام هدیه می گیرند؛ ربا را به عنوان تجارت و مضاربه می خورند... . دروغ همه جا را فرا می گیرد و راستی کم می شود. همه با زبان به هم اظهار دوستی و محبت می کنند ولی در دل هایشان به هم کینه می ورزند. گناه را برای هم حسب و نسب قرار می دهند. اسلام وارونه می شود همانند پوستینی که آن را وارونه بپوشند.

روی پل بغداد هفتاد هزار نفر کشته می شوند. در بغداد، بصره و جاهای دیگرخون ها ریخته می شود. خانه ها ویران می گردد و اهل آنها فانی و نابود می شوند. اهل عراق دچار ترسی می شوند که همة آنها را فرا می گیرد. به زودی خواهد آمد که در بغداد کافر سرکرده ای از بنی قنطوره احاطه پیدا می کند و با یک سلسله افراد که رحمت از دل آنها ربوده شده پسران را می کشند و زنان را حلال می شمرند، آتش آنها شام را نیز می سوزاند. وای بر اهل حلب از محاصره ای که خواهند شد. سپس وارد بعلبک می شوند و در همه جای لبنان حوادث حلول می کند.

 

بیشترین نشانه ها مربوط به بنی قنطوره است که مالک عراق می شوند و اطراف شام را در دست می گیرند و پس از آن بحث کشته شدن صدهزار نفر در نیم روزی در باب الفیل، مسجد اعظم کوفه، مسائل بصره وبعد آذربایجان شوروی که آنجا هم شعله ور می شود.

 

از ارمنستان «شروسی» خروج می کند و می خواهد ایران و عراق را از بین ببرد. بین او و «مروزی» حادثه ای سخت رخ می دهد و میلیون ها نفر در آن کشته می شوند. هر یک به شمشیری آراسته متمسک می شوند که بر فراز آنها پرچم های سیاه برافراشته است. و این همان جنگی است که مرگ سرخ و طاعون بزرگ در آن واقع می شود. از کوفه صدهزار نفر که مابین شرک و نفاق هستند خارج می شوند. بی آنکه هیچ مانع و رادعی پیش روی آنان باشد.


 

رسول خدا (صلی الله علیه و اله):
در آخرالزمان ، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند



تاريخ : | | نویسنده : صفر شعبانی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.